![]() |
![]() |
|
|
خواهر نازنينم تولدت مبارك
مي دوني چقدر دوستت دارم؟
نمي دوني؟
اين هوا...
من فقط عاشق اينم
عمري از خدا بگيرم
اونقدر زنده بمونم
تا بجاي تو بميرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 22:14 توسط نسیم |
|
|
سلام
سلام
سلام
یه مدت کوتاهی نبودم
رفته بودم یه سفر خودکاوی
و به اکتشافات زیادی دست یافتم!
ما آدمها فوق العاده هستیم!
بی نظیریم! از این که یه انسانی به خودت ببال
راستی مرسی از ابراز محبتهاتون
رنگين كمان پاداش كساني است كه تا آخرين قطره زير باران بمانند... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 22:42 توسط نسیم |
|
|
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اصراف محبت است...
سهم دل ما این بود
آلوده و بیهوده
تا بوده همین بوده...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم بهمن 1388ساعت 0:54 توسط نسیم |
|
|
سلام
امتحاناتم تموم شد... فقط پایان نامم مونده
هوراااااااااااااااااا
زنده باد آزادی...
از پیش دبستانی تا به امروز بکوب درس خوندم
دیگه می خوام یه ذره هم زندگی کنم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 22:31 توسط نسیم |
|
|
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
سکوتی که سرشار از ناگفته هاست
دنیا را ببین...
بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم ،بزرگ شدیم تو خلوت بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
بچه بودیم همه رو ۱۰ تا دوست داشتیم
بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
کاش هنوزم همه رو
بچه که بودیم اگه با کسی دعوا میکردیم ۱ ساعت بعد از یادمون میرفت
آشتی نمی کنیم بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ کس نمی فهمد
بچه که بودیم بچه بودیم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 22:20 توسط نسیم |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 0:0 توسط نسیم |
|
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 0:37 توسط نسیم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 0:13 توسط نسیم |
|
|
سلام... راجع به عهدی که بسته بودم خیلی فکر کردم و رفتم دانشگاهی رو که قرار بود تو آزمون دکتری شرکت کنم از نزدیک دیدم! یه کلام اینکه تصمیم گرفتم دو سال دیگه کنکور شرکت کنم به بهای اینکه با سواد شم حاضرم این دو سال رو صبر کنم و آماده بشم. مسیر جدیدی رو در زندگیم آغاز کردم این تصمیمات رو یکباره نگرفتم بلکه مدتهاست دارم باهاش کلنجار میرم وسوسه اسم دانشجوی دکتری به بهای یه آزمون ساده یا اینکه دیر رسیدن اما با سوادتر شدن مساله این است!!! اگه از دید نظریه شخصیت جرج کلی به قضیه نگاه کنیم من به جای تعریف سازه این دفعه قصد گرفتم سازمو گسترش بدم تصویب شد ن این فکر واسم سخت بود اما بالاخره تصمیم خودمو گرفتم...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 23:27 توسط نسیم |
|
|
عالم همه قطره اند و درياست حسين خوبان همه بنده اند و مولاست حسين ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسين
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 15:20 توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نسیم
متولد 28/1/1365 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی |
| پیوندها |
|
احضار شدگان خبر داغ درباره ی هنرمندان تا بی نهایت |
|
RSS
|