![]() |
![]() |
|
|
سنگ به آسمان زدی
قلب ترانه هام شکست
پاییز اومد رو زندگیم
مثل یه مرثیه نشست...
بهار 1383 |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 22:12 توسط نسیم |
|
|
بهترین ِ بهترین ِ من زرد و نیلی و بنفش سبز و آبی و کبود! با بنفشه ها نشسته ام ، سال های سال ، صبح های زود . مخمل نگاه این بنفشه ها می برد مرا سبک تر از نسیم از بنفشه زار ِ باغچه تا بنفشه زار چشم تو-که رُسته در کنار هم- زرد و نیلی و بنفش سبز و آبی و کبود . با همان سکوت شرمگین با ترانه ها و عطرها بهترین ِ هرچه بود و هست بهترین ِ هرچه هست و بود!
*** در بنفشه زار چشم تو من ز بهترین بهشت ها گذشته ام من به بهترین بهارها رسیده ام ای غم تو بهترین همزبان دقایق حیات من! لحظه های هستی من از تو پر شده است ای جدایی تو بهترین امید ِ زیستن!
در بنفشه زار چشم تو برگ های زرد و نیلی و بنفش عطرهای سبز و آبی و کبود نغمه های ناشنیده ساز می کنند بهتر از تمام رنگ ها و راز ها!
*** خوب ِ خوبِ نازنینِ ِ من! نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب بهتر از تمام شعرهای ناب! نام تو، اگرچه بهترین سرود زندگی است من تورا به خلوت ِ خدایی ِ خیال ِ خود « بهترین ِ بهترین ِ من » خطاب می کنم ، بهترین ِ بهترین ِ من! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 23:39 توسط نسیم |
|
|
تو از راز غریب لحظه های سرد آگاهی تو می دانی که تنهایی چه اندوه جگر سوزیست تو از لحن تمام برگهای زرد آگاهی تو هم مانند قلب عاشقم تنهای تنهایی تو از پیچ و خم پس کوچه های درد آگاهی بیا درکم کن ای بالاتر از یک عشق انسانی تو از بغض عمیق لحظه ای همدرد آگاهی علی خوش انس (پاییز 1385)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 0:43 توسط نسیم |
|
|
تکان نخور! حروف تنت بهم می ریزند و شعرم شبیه ات نمی شود... ****** دستان تو پنج انگشت دارد
و درون تو هست این شکلی
و موهای تو می شود اینطوری
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 1:22 توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نسیم
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی |
|
RSS
|