تبليغاتX
spring daughter
 

 

 

پنجره در پنجره روی به دیوار کرد

 

 

 

آمدن صبح را پنجره انکار کرد

 

 

 

دست دعا بر زمین، پای بگفتاربود

 

 

 

کفر به دامان من بخشش بسیار کرد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 14:48  توسط نسیم | 

 

 

 

 

 

گر چه از فاصله ماه به من دور تری


ولی انگار همين جا و همين دور و بری

 



ماه می تابد و انگار تويی می خندی


باد می آيد و انگار تويی می گذری

 



شب و روز تو ـ نگفتی ـ که چه سان می گذرد


می شود روز و شب اينجا که به کندی سپری

 


گر چه آنجا کمی از فصل زمستان باقی ست


و هنوز از يخ و برفاب ولنجک اثری

 



باز بگذار در و پنجره ها را امشب


باد می آيد و می آورد از من خبری

 



خبری تازه که نه يک خبر سوخته را


باد می آورد از فاصله دور تری

 



خبر اينقدر قديمی ست که هر پير زنی


خبر اينقدر بديهی ست که هر کور و کری

 



می تواند که به ياد آورد و بشنودش


تو که خود فاعل و مفعول و نهاد خبری...

 


"بهروز یاسمی"


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:43  توسط نسیم | 

 

  

 

به حق ساقی کوثر

 

وجودت بی بلا باشد

 

سر و دستت علی گیرد

 

نگهدارت خدا باشد

 

  

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 20:5  توسط نسیم | 

 

 

سلام

 

 

من برگشتم

 

 

از خدا ممنونم که به من فرصت داد تا دوباره بنویسم

 

 

می رفتم در حالیکه مطمئن بودم روزی بر می گردم

 

 

و حالا برگشتم در حالیکه مطمئنم یه روزی می رسه

 

 

 که دیگه باید برم

 

 

این شعرو قبل از رفتنم آماده کرده بودم

 

 

به محض اینکه بتونم بنویسم وبلاگم رو آپ خواهم کرد

 

 

 

 

 

زندگی در صدف خویش گوهر ساختن است

 

 

 تا دل کوره فرورفتن و نگداختن است

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 13:9  توسط نسیم |