![]() |
![]() |
|
|
شبنم جون تولدت مبارک
حالا که ۲۰ساله شدی و بزرگتر شدی
یادت باشه خود ما مسئول اشتباهاتی هستیم که انجام می دیم
نه دیگران
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 0:26 توسط نسیم |
|
|
بهار بهار صدا همون صدا بود صداي شاخه ها و ريشه ها بود بهار بهار چه اسم آشنايي صدات مياد اما خودت كجايي بهار اومد لباس نو تنم كرد تازه تر از فصل شكفتنم كرد چقد دلم فصل بهارو درست داشت واشدن پنجره هارو درست داشت بهار اومد پنجره هارو وا كرد منو با حسي ديگه آشنا كرد يه حرف يه حرف حرفاي من كتاب شد حيف كه همش سوال بي جواب شد...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10:36 توسط نسیم |
|
|
چند روز چند تقويم را با نگاه تكراريت تمام كرده اي؟ تو نگهبان چند خاطره خاموشي؟ كدام اميد را در لحظه هاي رفته جاگذاشتي ؟ چند روز در پيله بودي و چندبار پروانگي كردي؟ افسوس بس است روزهاي پرمعما در راهند مگذار افسون بزرگ زندگي باقد كشيدنت كوچك شود هيچ به بال يك پروانه خوب نگاه كرده اي؟ نگو كه زندگي بي تفاوتي در برابر تكرارهاست هروقت دلتنگ شدي مثل آسمان بي بهانه ببار آنقدر ببار كه دوباره آبي و آفتابي شوي زندگي تكرار آبي و آفتابي شدن هم هست رنج ها نمي مانند اين تويي كه از هيچ و نيامده تصويرهاي غم انگيز مي سازي بامن از روياهايت بگو بگو كنار آمدن كدام آرزو چادر زده اي؟ تو از رفتن بارها بازگشته اي و هميشه جاده ها تورا با خود
برده اند خنده هارا در خيابان ديروز جامگذارو از پشت پنجره باران
خورده به ماه نگاه كن شبي در تقويم هست كه تو نمي داني كدام شب است و آن شب آخرين شبي است كه ماه تورا مي بيند باش در لحظه ها باش
و تا مي تواني زندگي كن! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 12:35 توسط نسیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نسیم
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی |
|
RSS
|